بایگانی ماهانه: سپتامبر 2013

خیلی خواب بدی بود. وحشت زده و خسته پاشدم. دستم از روی سرم پرید و دوباره خورد روی پیشانیم. گلدانها را که خودمان جمع کردیم اما وقتی می آمدیم عجله داشتیم و نگاه نکردیم راهروی سرسبز و پوشیده ی آنجا … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید

مهمان خارجی

بچه ايستاده بود كنار يخچال، به بطري ماءالشعير توي دست پدرش نگاه مي كرد كه داشت برايش توي ليوان جايزه مي ريخت. بچه، بدون اينكه دستش را دراز كند منتظر بود تا جريان طلايي باشكوه ريزش ماء الشعير در ليوان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید