بایگانی ماهانه: اکتبر 2017

عشاق سرطان

دختره مُرد. سرطان داشت. دشمن بوديم، به نظرم مي رسيد به من حسودي مي كند. او هم مي توانست در مورد من چنين فكري كند. همانطور كه من تلخي و ناسازگاري و عيبجويي او را حسادت تعبير مي كردم او … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

رابطه من و بابا

الكي به بابا تشر مي زنم. از بين ايرادها كشككي ترين هايشان را انتخاب مي كنم و مي گيرم. نه چندان زياد، گاهي اما متناوب. در ناخودآگاه يا خودآگاهم خيال مي كنم اين مي تواند متعادل كننده رابطه باشد.  باباي … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

تا الكل نخوري معجزه آب را نمي فهمي

يه تيكه دارچين دو سانتي متر مربعي رو قورت دادم. قبلش داشتم در مورد اعتدال و ميانه روي داد سخن مي دادم. توي دو تا ليوان شيرگرم ريختم و زنجبيل و دارچين. دارچين شيرجوش مسي يك تكه بيشتر نبود، براي … ادامه‌ی خواندن

تصویر | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید