يونان و آتن و ترلان

چه چيز مشتركي در نهاد ما انسانهاس كه باعث ميشه علاقه داشته باشيم براي هم از سفرهامون بگيم؟ چه چيزي در سفر هست كه اينطور باعث تفاخره؟!

ترلان طبقه ي بالاي كشتي داره با چند تا جوون معاشرت مي كنه. من هم پيششون نشستم يه كم، بعد از مدتي مسئوليت گرم نگه داشتن موتورخونه ي آشنايي نورس فراريم داد. برگشتم طبقه ي پايين و رو نيمكت كناري جوون پاكستاني پاهامو كشيدم تو شكمم و دراز كشيدم.

آتن هيچي از آتني كه فكر مي كردم نداشت. بيست يورويي كه براي ورودي آكروپوليس داديم رو گذاشتم به حساب كمك به شهر تا بيشتر از اين زورم نياد.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s