از تاريكي

صداي بچه مي آمد، بچه ها، صداها همهمه مي شد، غش غش خنده و معلوم نبود سن آنها چيست. اتوبوس رد شد و من باز صورتش را ديدم. چشمهاش دوباره روشن شده بود.

آخرين بار نشسته بود عقب يك تاكسي، در ميدان هفت تير، از جلوي من رد شد و من چشمهاش را ديدم، چشمها تاريك تاريك. از فرط اندوه از خواب پريدم! هيچوقت شده از فرط اندوه از خواب بپريد؟ اين اتفاق رايجي نيست. ترس و وحشت، نفرت يا خفگي، هيچكدام نمي توانند اينطور آدم را از خواب بپرانند كه اندوه مفرط مي تواند.

يادم آمد كه از دوست مشتركمان مي پرسم كه هيچ مي داند چرا آن چشمهاي روشن تاريك شده اند يا نه؟ يادم مي آيد كه گفت لابد كركره را پايين كشيده است.

ما ميان ساقه هاي سبز كشيده در آغوش هم فرو مي رفتيم و به فراز، به گلهاي زرد كه مثل باد روي سر ما مي وزيدند نگاه مي كرديم. من نگراني مبهمي را مي ديدم كه از پشت كوه هاي سرد، هو كشان به ما نزديك مي شود. گوشت و استخوان تنش را بين دستها فشار مي دادم و سعي مي كردم به اين ترتيب آمدن آن نگراني دور را بپذيرم. كله اش را از توي سينه ام در مي آورد و با چشمهاي سياه زنده مي خنديد. يك دسته از موهاش بالاتر از گوش راست سيخ شده بود، دسته اي كه مرا مي خنداند. 

خيلي بچه بود، بچه و جوان و پير. در اندوه تاريكي آغاز شب، وقتي پرنده ها پنهان مي شوند و پشه ها از مخفيگاه شان بيرون مي آيند، بچه ها و جوان ها و پيرها ساكت مي شوند و سكوت آنها وهم زاست. در اندوه تاريكي آغاز شب، در ساعت گرگ و ميش، برگرد، بچه و پير و جوان نباش. مرد چهل ساله ي عاقلي باش كه گند و كثافت و خوبي و پاكي، اين طرف و آن طرف جهان را نمي شناسد اما از اين بيگانگي وحشت نمي كند، سقوط نمي كند، مي خندد و چشمهاش روشن است، چشمهاش برق مي زند و مي خندد

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s