فيلم ديدن

كشوي بالايي كشوي فيلمهاي ديده نشده است. از وقتي به اين خانه اسباب كشي كرده ام در اين كشو را براي خودم قفل كرده ام و تصميم گرفته ام كمتر به آن مراجعه كنم. 

در دوره هاي خيلي غم انگيز زندگي كه به خودم حق مي دهم با هر وسيله اي تحمل آنها را براي خودم ممكن كنم فيلم ديدن به نظر كار منطقي و حتي سودمندي مي رسد، امروز كشوي بالايي را باز كردم و سه تا فيلم ديدم. اصلا معلوم نيست چرا وسطهاي هر سه، تا تازه متوجه شدم كه اين فيلمها را قبلا ديده بودم! 

اين وضعيت ترسناك نيست؟ اينكه داستانهاي تاثيرگذار و شخصيتهاي منحصر به فرد اين فيلمها از خاطر من رفته بودند؟ آيا اين نشانه اي از توانايي فراموشكاري لحظات مهم و خاطرات باارزش زندگي نيست؟ آيا ممكن نيست كه من به همين ترتيب تجربه هايي كه پيش از اين كرده ام را نيز از دست داده باشم؟

موقع تماشا كردن اين فيلمها مغز من چقدر بوده؟ كوچك و ناتوان از ثبت و ضبط يافته ها!  آيا من در آن روزها و ساعتها هم دچار غم و اندوهي بوده ام كه فيلمها را مثل قرص روي آنها فرو برده ام و روز بعد كه از خواب بيدار شده ام اثري از عمري كه براي تماشاي آن تصاوير صرف كرده ام برجا نبوده؟

اين عمر گران كه مي گذرد چه چيزي از خودش به جا مي گذارد جز خاطرات؟ 

واقعا مي ترسم. مطمئنم كه خاطرات خيلي مهمي را از ياد برده ام. كاش مي شد بفهمم چطور ميتوانم از خاطراتم نگهداري كنم؟ 

لطفا يك لحظه كف دست چپ را روي دست راست بگذاريد، با نوك انگشت دست چپ كه ظريف ترين و ناتوان ترين انگشتهاست مفصل هاي انگشت كوچك دست راست را لمس كنيد. 

من دلم براي خاطره هايي كه از دست داده ام مي سوزد

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s