عروس خارجی

اول ویدئو بچه ای روی یکی از چهار فرش لاکی قرمز بزرگ که کنار هم یهن شده اند ، مشغول رقصیدن ترسیدن های کودکانه ی آمیخته با شادی است، کلمه هایی که از میان صداهای گلویش بیرون می پرند قابل شناسایی نیستند اما دو سه بار شعر تولدت مبارک را شمرده و بلد می خواند. بچه ی موفرفری بانمک و از نژادی شهرستانی است. پشت سر بچه روی یک دست مبل نیم استیل، مردی با شلوار طوسی و جورابهای سفید و عینک، راحت و با کمی ملاحظه نشسته. عقب تر، بعد از تمام شدن ردیف دوم فرشهای لاکی قرمز، لباسهای نامرتب روی جالباسی ای طولانی روی هم ریخته شده اند. بی مبالاتی ای در نحوه ی تلنبار کردنشان هست که معمول است در یک کمد به هم ریخته ی شخصی ببینیم اما از تعداد و تنوعشان پیداست مال آدمهای زیادی هستند.

دوربین موبایل از روی بچه به سمت چپ می چرخد و کناری از دامن گلدار و زانوی دختری به کادر اضافه می شود که جوراب های شیشه ای سیاه خال خال دارد و رو به بچه حرکاتی نامشخص می کند، دوربین بیشتر می چرخد، دامن دیگری کنار پای دخترانه هست که سیاه یا راه راه و بلند است، و شکل پاهای صاحبش مادرانه است. زن با لهجه یی که چون شبیه به لهجه ی تهرانی کنترل می شود هویتش پیدا نیست، با خنده و شوق برای بازی بچه، می گوید: فقط به هوای اینه .. فقط به هوای اینه. دوربین موبایل عقب تر می کشد تا نشان بدهد زن با لبه ی روسری و دستش توده ای شبیه پرنده ساخته، برای بچه تکان می دهد و بهش می گوید جوجو. دست زن با روسری می پرد و قبل از اینکه مجبور شود گوشه ی آن را کاملا رها کند جوجو را می اندازد توی دامن دختر. بچه یک دفعه یورش می برد و دامن دختر را می گیرد، به چپ و رست و بالا و پایین تکان می دهد و تند تند می خواند: تولدت مبارک، تولدت مبارک، هر حا هم که نفس کم می آورد با صدایی متفاوت از خواندن آهنگ تولدت مبارک چند تا جو جو جو جوی منقطع داد می زند. دختر دامنش را برای بچه بالا می زند و دستش را می کند زیر دامن که انگار جوجو را بگیرد، بچه می خندد و می پرد عقب و دوباره برمی گردد. دختر بلند می شود و می ایستد رو به روی بچه. لبه ی بالای دوربین عقب می رود تا کل دختر را در تصویر داشته باشد، دختر خیلی بلند قد است، پیراهن کوتاه سیاهش پر از گلهای درشت رنگارنگ گلدوزی شده. موهای طلایی اش را از دو طرف سر دو نیم تاج گرد بافته و بلند تا نزدیک کمر ادامه داده. با صورت ملیح و بی رنگ، لبخند زنان روی دامنش دست می کشد و با حالت کسی که سؤالی کم اهمیت می پرسد به زبان روسی با فیلمبردار حرف می زند، برای بچه که با سرصدا هنوز به کنجکاوی و شوق ادامه می دهد لبه های دامنش را تکان می دهد تا نشان بدهد جوجو آن جا نیست.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s